تبلیغات
نظرات شخصی من

به نام خدا

نظرات شخصی من

¯ به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی؟!

دوشنبه 20 دی 1389

به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی؟!

تمام مطالب زیر مستند و منبع هر خبر به شکل " + " در آخر همان خبر آمده است

مهدی هاشمی و فرزندان دیکتاتور معدوم عراق؛ صدام به شراکت در تجارت مواد سوختی تصفیه شده، کود شیمیایی، سیمان و خرما اقدام کرده بودند که این تجارت روزانه 350 هزار دلار سود به همراه داشت+ اینا به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

خود هاشمی هم می‌داند مهدی از سران‌فتنه88 بود+ اما به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

وزیر اطلاعات هم اعلام کرد مهدی هاشمی در 3 محور سیاسی، اقتصادی و موارد دیگر(!!) اتهام دارد که پرونده مهدی هاشمی در این 3 محور در قالب 36 زونکن است+ اصلاً 360زونکن، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

شروط چندگانه ی آقازاده ی فراری هم برای حضور در دادگاه در نامه ی آبان ماه89 خطاب به قاضی القضات؛ آیت الله آملی لاریجانی+ به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی دارای یک حریم امن برای استمرار مفاسد خود است+ خب، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

اصلاً آقای هاشمی هم می خواست انتخابات ابطال شود+به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

حقوق 3000پوندی دانشگاه‌آزاد به مهدی‌هاشمی، دستمزد ارتباط با اپوزیسیون؟+ هست یا نیست، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

تشکیل پرونده برای مهدی هاشمی در وزارت اطلاعات از سال72 +یعنی از 18سال پیش، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

صدور محکومیت "11 سال حبس" برای یکی از همکاران مهدی هاشمی، پسر آقای هاشمی را نسبت به نتیجه بررسی اتهاماتش آگاه کرده و احتمال منتفی شدن بازگشت وی به ایران را افزایش داده است+ که داده است، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

حداد عادل می گوید: هاشمی می‌خواهد فتنه‌گران را برگرداند+ حالا برگرداند یا نگذارد برگرداننده شوند، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

دفاع فائزه از مهدی در جمع عرب‌ها+فیلم+ دیگه به اضافه فیلمش به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

حضور ‌عفت‌‌مرعشی؛ مادر آقازاده لندن نشین و همسر رئیس مجلس خبرگان+رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران در سفارت ‌انگلیس مقارن با تجمع ضدانگلیسی ‌دانشجویان+ به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

هزینه ی 2 میلیارد تومانی از بیت‌المال در دور نهم انتخابات ریاست جمهوری برای پدرش+ و فتنه 88 قرار بود سال 84 اجرا شود+ یعنی هر چی ... به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

کمک مهدی هاشمی به شبکه‌های ماهواره‌ای+ یا به پابرهنگان و مستضعفین ضدانقلاب به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مروری بر نقش خانواده هاشمی در رویدادهای سیاسی سال88 + آنهم در سال همت مضاعف و کار مضاعف به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی: اگر از پدرم حمایت کنید 5 پست وزارت می‌دهیم+ دوست داره مسئولیت خیرات بکند، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی؛ شاه‌کلید پشت‌پرده نامه جعلی لاریجانی به رهبر انقلاب+ بوده که بوده، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

هاشمی رفسنجانی به پرونده بچه‌هایش دسترسی دارد و آن‌ها را خلاص می‌کند!+ مایه داری و برازندگی، گُندگی و خلاصندگی، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

همه می‌گویند "مهدی بیا" ولی هاشمی رفسنجانی می‌گوید "مهدی نیا"!+ حالا مهدی بیاد یا نیاد، فائزه که اینجاست و محاکمه نمیشه! بیخیال بابا، اصلاً به من چه ربطی دارد؟ بعدشم به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

سخنان هاشمی، ترفندی برای رهایی پسرش از محاکمه است+ یا نه، اصلاً ترفندی نیاز هست یا نه، اصلاً کسی رو قراره بگیرند که حالا رهایی بخواد یا نه، این جمله مصداق بصیرت آفرینی و روشنگری هست یا توهم توطئه و تهمت و بی اخلاقی، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

هاشمی به جای تلاش برای آزادی فتنه‌گران، پسرش را تحویل دهد+ تا بعدش بگید دخترش را هم تحویل دهد بعد از اون هم بگید همسرش را تحویل دهد بعد از اون هم... تا نوبت خودش بشه آره؟ به همین خیال باش! اصلاً مسائل خانوادگی این خاندان به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

ارتباط تشکیلاتی مهدی هاشمی با حلقه ضدانقلاب لندن+ یا همان حلقه ماسونی لندن نشین به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

دریافت مدرک کارشناسی ارشد بدون آزمون و طبق یک قرارداد میان دانشگاه صنعتی شریف و شرکت بهینه سازی مصرف سوخت+ به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی با استفاده از سهمیه رزمندگان در آزمون، شرکت کرده و از لحاظ علمی به صراحت مردود گشته اما برای دوره دکترای رشته مهندسی انرژی، دعوت به مصاحبه می گردد!+ خب که چی؟ دوست داشتن دکتراشو براش ردیف کردن، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

دریافت کارت پایان خدمت مهدی هاشمی با 21 ماه و 22 روز گواهی کسر خدمت+ به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی در سال 1372 وی در حالی که تنها 24 سال داشته با سوء استفاده از سربرگ و امکانات شرکت تاسیسات دریایی، قایق شخصی- تفریحی خود را بدون حق گمرکی از ترانزیت هوایی وارد کشور کرده+ که کرده به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

موبایل های شخصی خودش، موبایل همسرش(فرشته هاشمی)، تلفن منزل، آرایشگر شخصی،  معلم خصوصی همسر وی، گوسفند نذری(عید قربان)، ویزای خانوادگی دبی، قبض برق منزل، خرید از فروشگاه های فرودگاه مهر آباد و حضور خانواده اش در کافی شاپ فرودگاه، بیمه نامه خودروی همسر مهدی هاشمی، هزینه های تمیز کردن شیشه های منزل مهدی هاشمی، هزینه های ستاد مردمی دوستداران آقای اکبر هاشمی رفسنجانی و ... همه رو از حساب دانشگاه آزاد پرداخت می کرده+ دیگه جیب مهدی و جیب دانشگاه آزاد نداشته، با هم رفیق جینگ بودند، خب، اینا به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

صدور حکم ماموریت برای مهدی هاشمی به لندن  به شماره پرسنلی 2076 در حالی که وی متواری است به امضای شخص  جعفر علی عبدالله جاسبی با حکم مأموریت شماره 516/440/53 مورخ 27/11/1388 به مبلغ فوق العاده ماموریت 2530 پوند+ این 2530 پوند پول شامپوش هم نمیشه در ضمن به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی از سالها قبل با سفارت انگلستان در تهران ارتباط داشته است و جا دارد که از معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات خواست تا سرنوشت پرونده 16 سال پیش مهدی هاشمی و ماجرای کشتی انگلیسی را توضیح دهد+  گیرم که ماجرای کشتی انگلیسی و جلسه ی همین چند ماه قبل توی لبنان رو هم توضیح بدهد، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

سفارت عربستان تصاویر تعدادی از افراد یک گروه خاص بین المللی از جمله شماری از اعضای القاعده را در اختیار مهدی هاشمی قرار داده بود تا وی آنها را در جمهوری اسلامی شناسایی کرده و اطلاعات آخرین وضعیتشان را ارائه دهد که این گزارش ها بعضاً  به عملیات های ضد امنیت ملی منجر شده+ حالا چون مهدی داشته در دستگیری اعضای القاعده به امیر پشمک خان؛ جناب ملک عبدولی کمکی می کرده، شد اقدام ضد امنیت ملی؟ گیرم که شده، به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

روز 23 خرداد 1388، یک روز پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری مهدی هاشمی به سرلک دستور می دهد که به همراه چند نفر دیگر ساختمان مذکور را پاکسازی کنند تا اثری از اقدامات خاص مهدی هاشمی باقی نماند. سرلک به همراه آقایان امانی و ابوالفتحی اسناد مکتوب و تعداد زیادی سی دی را در چند کیسه از محل ساختمان خارج می کنند و ابتدا به ویلایی در منطقه دارآباد تهران منتقل و شبانه و تحت حفاظت گارد شخصی که با پول مهدی اجیر شده بودند و در یک عملیات مخفیانه در جاده لواسان امحا کرده اما خوشبختانه بخش قابل توجهی از این اسناد بازیابی شده+ حالا خوشبختانه یا بدبختانه توی کار بازیافت هم بوده به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

در ساختمان دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد، اسناد ویژه و حتی اسنادی با طبقه بندی محرمانه ، خیلی محرمانه ، سری و بکلی سری از نهاد هایی چون وزارت اطلاعات، ستاد کل نیروهای مسلح، ریاست جمهوری، بانک مرکزی، قوه قضائیه، شورای عالی امنیت ملی، وزارت نفت و ... نگهداری می شده و جای شگفتی دارد که تعداد زیادی از بولتن ها، گزارش ها و نامه های رسمی، سری و بکلی سری برخی دستگاه های امنیتی درباره اقدامات مجرمانه و مفاسد سیاسی و اقتصادی مهدی هاشمی نیز در دفتر او موجود بوده و در فایل های جداگانه بایگانی شده بود. کاست های ضبط شده از جلسات هیات امنای دانشگاه آزاد و برخی "جلسات محرمانه مجمع تشخیص مصلحت" نیز به این ساختمان منتقل شده و اقداماتی به واسطه آن صورت گرفته بود+ این آمارها رو میدی که چی؟ اصلاً به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

پرونده رشوه خواری استات اویل+مفاسد اقتصادی در قرارداد با شرکت توتال در فاز 2 و3 پارس جنوبی+قرارداد کرسنت و 85 میلیون دلار پورسانت+ و سانت به سانت دزدی هاشو هم بگی، بازم هیچ کاری نمی تونی بکنی و به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی در زمان مدیریت شرکت بهینه سازی مصرف سوخت در سالهای 82 تا84 مبلغ ده میلیارد و بیست و سه میلیون و پانصد و سی و یک هزار تومان که با احتساب کاهش ارزش وجه مذکور به مدت 7 سال اکنون به مبلغ شانزده میلیارد و یکصد و شصت و دو میلیون و هشتصد و سی و یک هزار تومان رسیده اختلاس نموده و اسناد و فاکتور های جعلی ارائه کرده است. در آن سالها هیچ نهاد نظارتی جرئت و جسارت بررسی عملکرد مالی این شرکت را نداشته اما در دولت نهم حسابرس داخلی شرکت، رسماً موضوع سوء جریان مالی مذکور را گزارش کرده است+ احمدی نژاد حسابرسی کرده، اینا به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

مهدی هاشمی سازمان دهنده اوباش و اراذل برای ناامن کردن تهران بود و فقط برای یک شب اغتشاش و به آتش کشیدن یکی از میادین شمال تهران، 200 میلیون تومان خرج کرد+ که کرد تازه به دوتا نیازمند هم کمک کرده، حالا به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

خاتمی، فاتح و مهدی هاشمی می‌گفتند برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخاب‌های دیگر فرق دارد، در این وسط جریان اصول گرا و رهبر دیگر نمی توانند سرشان را بلند کنند و این به معنای یکسره کردن کار است+ اصلاً نظام رو برگردونند به تو چه ربطی دارد آقای کاوه اشتهاردی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

شلاق و زندان حقّت ِ! تا دیگه برای آقازاده فراری فتنه گر، نه تو شاخ بشی و نه کس دیگه ای شاخ بشه!

فهمیدی فرزند شهید بهرام اشتهاردی؟!

نوشته شده در دوشنبه 20 دی 1389 و ساعت 01:45 ب.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در دوشنبه 20 دی 1389 و ساعت 01:54 ب.ظ



¯ ضدّیت فلسفة اسلام و روح ایمان با كاهش جمعیّت

سه شنبه 12 مرداد 1389

كاهش جمعیّت، به هر نحو که باشد، از ترس فقر و مشكلات زندگی، ضدّ فلسفة اسلام و روح ایمان است.
«و در آسمان‌هاست روزی شما و چیزهایی كه به شما وعده داده شده است، پس قسم به پروردگار آسمان و زمین، آن حقّ است به مثل همین گفتار و سخنی كه بر سر زبانتان دارید!.»



علّامه آیت الله سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی(ره)

كاهش جمعیّت، به هر نحو که باشد، از ترس فقر و مشكلات زندگی، ضدّ فلسفة اسلام و روح ایمان است.
«و در آسمان‌هاست روزی شما و چیزهایی كه به شما وعده داده شده است، پس قسم به پروردگار آسمان و زمین، آن حقّ است به مثل همین گفتار و سخنی كه بر سر زبانتان دارید!.»1

یعنی روزی و جمیع مواعید الهی، همه در آسمان به طور حتم و یقین وجود دارد و قطعیّت آن بدون شبهه و تردید می‌باشد، در روزی ابداً نباید كسی به خود شكّی راه دهد.
«و هر كس از خدا پروا  كند [خدا] برای او راه بیرون ‏شدنی قرار می‏دهد و از جایی كه حسابش را نمی‏كند به او روزی می‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او برای وی بس است‏. خدا فرمانش را به انجام ‏رساننده است. به راستی خدا برای هر چیزی اندازه‏ای مقرّر كرده است.» 2

در این آیة مبارك با اختصارش 5 قانون فلسفی الهی گنجانیده شده است:
1. كسی كه تقوا پیشه كند، كارش به بن‌بست برنمی‌خورد و همیشه مفرّی خواهد داشت؛
2. از طریقی كه اصلاً نمی‌پندارد و به گمانش نمی‌رسد، خدا به او روزی می‌رساند؛
3. كسی كه خدا را در امور خود وكیل بگیرد، خدا برای وی كافی است و به جای وی می‌نشیند؛
4. خداوند پیوسته به امر و اراده و خواست خود می‌رسد و چیزی نمی‌تواند او را برگرداند؛
5. خداوند برای هر چیز، اندازه و مقداری معیّن قرار داده است كه کم و بیش نخواهد شد.
«و چه بسیار جاندارانی كه نمی‏توانند متحمّل روزی خود شوند. خداست كه آنها و شما را روزی می‏دهد و اوست ‏شنوای دانا.» 3
در این آیة شریف به وضوح بر این موضوع تصریح می‌شود كه روزی جمیع جنبندگان و انسان از توان آنها بیرون است.
«خدا نسبت به بندگانش مهربان است، هر كه را بخواهد روزی می‏دهد و اوست نیرومند غالب.»4

لطیف به معنی نافذ در خصوصیّات و جزئیّات، یعنی خداوند به قدری به بندگانش از حیث وجودی و صفتی و فعلی، قریب و نزدیك است كه گویا در تمام سراسر وجود نفسانی و مثالی و طبیعی بندگانش نفوذ كرده است. روزی دادن از اختیار خداوند بیرون نیست كه نتواند بدهد یا جبری و اضطراری به همه یكسان بدهد؛ بلكه طبق اراده و اختیار خود، هر كس را كه بخواهد روزی می‌دهد و او قوی است، ضعیف نیست، در روزی‌اش فتور و سستی پایدار نمی‌گردد و دارای مقام عزّت، تمكین و استقلال است، نه ذلّت و انفعال كه مغلوب حوادث و امر غیر گردد.
 
«بگو (ای پیامبر): كیست كه از آسمان و زمین به شما روزی می‏بخشد یا كیست كه حاكم بر گوش‌ها و دیدگان است و كیست كه زنده را از مرده بیرون می‏آورد و مرده را از زنده خارج می‏سازد و كیست كه كارها را تدبیر می‏كند؟ خواهند گفت‏: خدا، پس بگو آیا پروا نمی‏كنید. این است‏ خدا، پروردگار حقیقی شما و بعد از حقیقت جز گمراهی چیست پس چگونه [از حق] بازگردانیده می‏شوید. این گونه سخن پروردگارت بر كسانی كه نافرمانی كردند به حقیقت پیوست [چرا] كه آنان ایمان نمی‏آورند.»5

در نُه جای از قرآن کریم با عبارات مختلف و معنی واحد آمده است که بسط رزق و تنگی آن، هر دو فقط به دست خداوند است.
مانند آیة:
«بگو (ای پیامبر): در حقیقت پروردگار من است كه روزی را برای هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده یا برای او تنگ می‏گرداند و هر چه را انفاق كردید عوضش را او می‏دهد و او بهترین روزی دهندگان است.» 6

این منطق دین مبین و شرع قویم است كه بر اساس آن امّت را تربیت می‌نماید و امّا منطق یهود عكس این است. ایشان خدا را دست بسته و تنگ چشم می‌دانند و اعتقاد دارند كه قدرت انفاق و سعة روزی برای وی نیست.

«و یهود گفتند: دست ‏خدا بسته است، دست‌های خودشان بسته باد و به [سزای] آنچه گفتند از رحمت ‏خدا دور شوند، بلكه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد، می‏بخشد و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو فرود آمده بر طغیان و كفر بسیاری از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنی و كینه افكندیم هر بار كه آتشی برای پیكار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و در زمین برای فساد می‏كوشند و خدا مفسدان را دوست نمی‏دارد.»7

قاضی بیضاوی در تفسیر «یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ» گفته است: «باز كردن دست‌ها، مبالغه در نفی بخل است و اثبات غایت جود، چون نهایت آنچه را كه شخص سخاوتمند از مال خود بذل می‌نماید، آن است كه با دو دست خودش می‌دهد و اشاره است به عطایای دنیا و آخرت و به آنچه خداوند، گاهی به جهت استدراج و نقمت می‌دهد و گاهی به جهت اكرام و نعمت و در «یُنفِقُ كَیْفَ یَشَاء» تأكید همین نكته است؛ یعنی خداوند در انفاق خودش اختیار دارد، گاهی توسعه می‌دهد و گاهی تضییق می‌كند بر حسب مشیّت و بر مقتضای حكمتش، نه آنكه پیوسته بر فردی یك سره توسعه و بر فردی یك سره تضییق نماید.

و در «وَلَیَزِیدَنَّ كَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْیَانًا وَ كُفْرًا» گفته است: یهودیان اهل طغیان و كفران هستند و هر وقت از قرآن چیزی را بشنوند موجب زیادتی طغیان و كفرانشان می‌گردد، همان طوری كه مریض هر چه از غذای مردم سالم بخورد، موجب شدّت مرض او می‌شود.

و در «وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ» گفته است: همیشه به طور مداوم در میان خودشان عداوت، كینه، حسد، آز و دشمنی جریان دارد، به طوری كه ابداً دل‌هایشان با یكدیگر موافقت ندارد و گفتارشان با هم نمی‌خواند.

و در عبارت «كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا الله» گفته است: هر وقت ایشان نبرد و كارزاری را علیه رسول اكرم(ص) برپا می‌كردند و هرگاه كه شعلة شرّی را می‌افروختند، خداوند آن را به خودشان بازمی‌گرداند، به طوری كه بغض و عداوت در بین آنها پدیدار می‌شد و به این وسیله شرّشان از جهت رسول خدا(ص) به خودشان منعطف می‌گردید.

آنان هر وقت ارادة   كارزاری علیه كسی داشتند، خودشان مغلوب می‌شدند؛ زیرا وقتی كه مخالفت حكم «تورات» را نمودند، خداوند بر آنها بخت النّصر را مسلّط گردانید و باز پس از این مخالفت كردند، خداوند بر آنها فُطرس رومی را برانگیخت و پس از آن نیز مخالفت کردند، خداوند مجوس را بر ایشان مسلّط كرد و چون باز هم دست به فساد و افساد گشودند، خداوند مسلمانان را تسلّط داد.8

باری، حقیقتاً این معجزة قرآن است كه از حقیقت زشتی نفوس و آثار تبعات كردار یهودیان پرده برداشته است. تمام جمعیّت آنها كه امروزه با غصب اراضی مسلمانان، دولت اسرائیل را سرپا نموده‌اند، از چند میلیون نفر تجاوز نمی‌كند و مخالفت درونی بینشان زیاد است و اتّحاد و اتّفاق ندارند؛ با آنكه دولت انگلستان،‌ قدیمی‌ترین دشمن اسلام و مسلمانان و آمریكا دست به كار حیله‌گری و مكّاری، به وسیلة تبلیغات و گماشتن مزدوران عرب بر سر مسلمانان به جهت جلوگیری از انهدام یهود و صرف مبالغ خطیر برای تشكیل دولت به نام آنان فعّالیت می‌كنند، با این اوصاف ابداً رشد ندارند. مهاجران یهودی را از نقاط دور دست دنیا بدانجا می‌برند و مهاجران پشیمان می‌شوند و قصد مراجعت می‌نمایند. از شوروی كه یك میلیون یهودی را بدانجا سوق دادند. پانصد نفر زن یهودی به واسطة نداشتن خوراك و پوشاك دست به خودفروشی زده‌اند و هر روز در مقابل سفارت شوروی در اسرائیل صف طویلی از مهاجران برای اخذ ویزا و مراجعت به «شوروی» تشكیل می‌شود.

امّا آنچه ما در اخبار و روایات داریم: قیام و اقدام یهودیان، چون مخالف حقّ و عدالت هستند و به علّت آنكه مردمی ستمگر و تجاوزپیشه‌اند، پا نخواهد گرفت و خیال اسرائیل صغیر و سپس اسرائیل كبیر را با خود با شمشیر امام ما، امام زمان(عج) به گور خواهند برد و اگر نوبت حیات به ما برسد در ركاب آن حضرت؛ وگرنه به طور مسلّم فرزندان ما با آن حضرت پس از سرنگونی این مردم متجاوز و متعدّی و حرف حق نشنو، به طرف انگلستان سالخورده و پیر دِیْر استعمار و شیطنت حركت می‌كنند و مالتوس گرایان متجاوز به حقّ و حقوق اوّلیة بشریّت را به خاك هلاكت در می‌افكنند و عالم را به نور عدالت، سخاوت، كرامت، تجرّد، نور، سرور، حُبور، فراخی، گشایش، معرفت و توحید مبدّل می‌سازند.

اینكه می‌بینید: اینك مالتوس‌گرایان داخلی و خارجی، همه و همه دست به هم داده و در تبلیغ انهدام بشریّت و نطفة انسانیّت و وجود آدمیّت سعیی بلیغ دارند و بر زبانشان جز شعارهای تكراری و سخره‌انگیز چیزی نیست، این مقدّمة ظهور همان نور وجود و طلوع حقیقت ولایت است كه «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً.»

دین مقدّس اسلام نه تنها دین توحید است، بلكه جمیع آیات و روایات، سنن و فلسفة اسلام را بر بنیاد أخذ از ذات پروردگار گذارده است و از عالم محض بالا كه نقطة نور و تجرّد و احاطه و بساطت است، جمیع امور، افعال، وقایع و حوادث عالم ملك و ملكوت اسفل را مُستند می‌داند. بنابراین هر فعلی و هر كار و حادثة تكوینی از خداوند است و بس. اوست كه افاضه می‌فرماید و سپس بر عوالم كثرات، مخروطی شكل پخش می‌گردد. بنابراین هر ذرّه‌ای كه موجود یا معدوم گردد، مستقیماً مربوط و منوط به ارادة اوست: «و هیچ برگی فرو نمی‏افتد مگر [اینكه] آن را می‏داند و هیچ دانه‏ای در تاریكی‌های زمین و هیچ تر و خشكی نیست، مگر اینكه در كتابی روشن [ثبت] است.»9

و این سرّ همة ادیان الهی و پیامبران مرسل از حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(ع) و نبیّنا، محمّد(ص) است و همة شرایع الهی بر این روش، امم گذشته را دعوت نموده‌اند، امّا در میان راه، تشعّب و تفنّن در مسلك‌ها و مرام‌ها موجب آرا و انظار خاصّه شخصیّه‌ای گردیده است كه چه با آن روح توحید، توسّل و توكّل به خدا را مقرون به شرك و مادّه‌پرستی و توجّه به كثرت و غفلت از وحدت نموده است و ملل و نحلی در این موارد پدیدار گشته است.

مذهب و مرام فعلی یهودیان چنین است. آنها همه چیز را مستند به مادّه، طبیعت و قوای مردة طبیعی می‌كنند و بنابراین استمداد از عالم غیب، تجرّد و حقیقت الحقائق، اصولاً در این مكتب‌ها معنی ندارد.

یكی از صفات خداوند كه در هفت جای قرآن كریم آمده، صفت واسع است، «و الله واسع علیم؛ و خداوند باز و گسترده و وجودش دارای سعه می‌باشد و بسیار داناست.» به جمیع وقایع ممكن و حقایق موجود و حوادث واقع.

«و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو كنید، آنجا روی [به] خداست آری خدا گشایشگر داناست.» 10

حقیقتاً این صفت واسع چقدر عالی و پرمحتوا است. در هر امری از امور از ذات و وجود و از صفت حیات و علم و قدرت خداوند گسترده است، ضیق و تنگی در آن راه ندارد، در این صورت چگونه شما از فقر، تنگدستی، ضیق معیشت و كثرت اولاد و فرزندان شکوه دارید؟ با آنكه اوست رازق و رزّاق و واسع و علیم؟!

شما مسلمانید و حیف نیست كه بر سر زبان‌هایتان شعار یهودی‌ها به تبلیغ و ترویج یهودی‌ها جاری باشد؟!

ترس از فقر نه تنها مذموم است، بلكه باید با آن مبارزه نمود و به نكاح دست برد؛ طبق آیة قرآن «مثنی و ثلث و ربع» زیرا خود وجود زن و نكاح آن، موجب خیر و بركت و رحمت است. با نكاح بیشتر، رحمت افزون‌تر و با فرزندان بیشتر، سرمایة وجودی و بركت بیشتر خواهد شد. بسیاری از مسلمانان فقیر بوده‌اند، ازدواج موجب غنای ایشان گردید. این آیه را ملاحظه كنید كه چگونه پروردگار به آنان از فضل خود وعدة توسعه می‌دهد:

«بی‏همسران خود و غلامان و كنیزان درستكارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بی‏نیاز خواهد كرد و خدا گشایشگر داناست.»11

«و آنان كه تمكّن بر نكاح ندارند، باید عفّت را پیشه گیرند تا وقتی كه خداوند از فضل خود ایشان را بی‌نیاز گرداند.» 12

آنان كه قدرت بر نكاح ندارند، نباید دست به شهوت زنند، بلكه لازم است در عفّت و قلع و قمع شهوت بكوشند تا هنگامی در رسد كه اسباب نكاح فراهم گردد و بتوانند نكاح كنند.13

خداوندِ رازقِ عالمِ قادرِ حكیم، كه از عوالم غیب روزی را نازل می‌فرماید، برای هر فرد به خصوص روزی جداگانه می‌رساند، برای یكی، یكی؛ برای هزار، هزار.

بسیار عجیب است این شرع مبین و آیین توحیدی و معرفتی كه چگونه در عمل و متن كار، ما را به خدا پیوسته و مربوط می‌سازند.

مردی به حضور پیامبر(ص) شرفیاب شد و از تنگ‌دستی و نیازمندی به او شكایت آورد. حضرت به او فرمود: «ازدواج كن!» چون ازدواج كرد، روزی‌اش فراخ شد.

باری این بود نظریّة اسلام دربارة محبوبیّت كثرت مسلمانان و موحّدان در جهان و ما به حمدالله آنچه دربارة این امر به نظر می‌رسید، در طیّ این مطالب ذكر نمودیم و از مساعی در جمع‌آوری آن دریغ ننمودیم، شاید مورد نظر حضرت قائم به حق، ولیّ امر، امام زمان(عج) قرار گیرد و با توجّهات كامله خود دست این امّت را بگیرد و از ورطه‌های هلاكت نجات بخشد و كید كائدان و مكر ماكران و خدعة خادعان را به خودشان باز گرداند و دعای این مساكین را خواه از جهت نفرین بر دشمنان اسلام و خواه از جهت دعای خیر بر شیعیان و پیروان اسلام، مقرون به اجابت فرماید و دشمنان را در پی‌آمد زشتی‌ها و سیّئات نفوس خودشان درگیرد و به خاك هلاكت ظاهری در افكند، همان طور كه به هلاكت ابدی و شقاوت نفسانی و استكبار محض در افكنده است، به طوری كه امروزه چنان گرفتار بدبخت، نكبت زده، سرافكنده و بیچاره شده‌اند كه هیچ مفرّی ندارند و به طور دائم و پیوسته نتایج نفسانیّات كریه و زشت دامنگیرشان می‌شود.

«و كسانى كه كافر شده‏اند پیوسته به [سزاى] آنچه كرده‏اند مصیبت كوبنده‏اى به آنان مى‏رسد یا نزدیك خانه‏هایشان فرود مى‏آید تا وعدة خدا فرا رسد آرى خدا خلف وعدة نمى‏كند.»17


ماهنامه موعود شماره 114


پی‌نوشت‌ها:

1. سورة ذاریات(51)، آیات22و23.
2. سورة طلاق(65)، آیات2و3.
3. سورة عنكبوت(29)، آیة60.
4. سورة شوری(42)، آیة19.
5. سورة یونس(10)، آیات31ـ33.
6. سورة سبأ(34)، آیة39.
7. سورة مائده(5)، آیة64.
8. تفسیر «بیضاوی»، ج 1، صص 347 ـ 348.
9. سورة انعام(6)، آیة59.
10. سورة بقره(2)، آیة115.
11. سورة نور (24)، آیة32.
12. همان، آیة 33.
13. تفسیر بیضاوی، ج 2، صص 139ـ140.
14. نهج البلاغه، ص 495، حكمت 141.
15. همان، ص494، حكمت139.
16. وسائل الشّیعه، شیخ حرّ عاملی، صص24 ـ 25، باب 10و 11، روایت اوّل از هر باب.
17. سورة رعد (13)، آیة31.

نوشته شده در سه شنبه 12 مرداد 1389 و ساعت 12:05 ب.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ مقصر امام بود که انقلاب کرد!

دوشنبه 19 بهمن 1388

 

آن روزها، در «بیمارستان نجمیه» وقتی «ماما» خبر آورد که «سمیه» صحیح و سالم به دنیا آمده است، مادر نخندید. اشکش از شوق به دنیا آمدن سمیه نبود، واقعا داشت گریه می‌کرد، ضجه می‌زد، آخر دقایقی پیش، از رادیو، با همین گوش‌های خودش، که آن زمان «سمعک» نداشت، خبر شهادت همسرش را شنید...
خدا رحمت کند شهید «سعید شاهدی» را، به شلمچه می‌گفت «شلم»، و تکیه کلامش این بود: «برادر، شلم کجا بودی؟!». «علی مطهری» شلم نبود. استاد شهید می‌گفت: جهاد در راه خدا، لیاقت می‌خواهد. بعضی‌ها ماندند در تهران، تا ذخیره‌ای باشند برای فردای انقلاب، تا در روز مبادا به بازی بیایند و سردار جبهه فرهنگی باشند! چه بسیار که قرار بود به‌عنوان «ذخیره طلایی» به بازی بیایند، اما بازی خوردند. و به جای گل زدن به بی‌بی‌سی، نقش «غضنفر» را بازی کردند، و در شرایطی که دروازه‌بان ما، یکی از دست‌هایش را، در مرحله اول عملیات بیت‌المقدس، از دست داده بود، توپ را درون دروازه خودی کردند، تا بی‌طرفی‌شان را به «فیفا» ثابت کنند.
من یک سوال دارم؛ این منافقین، این آشوبگران خداجو، عاشورای سال گذشته هم، در همین تهران بودند، امسال زیر عبای چه کسی، زبان‌شان دراز شد؟ و از ورای کدام نامه سرگشاده ، پای‌شان به خیابان انقلاب باز شد؟ و این غائله آغاز شد؟ چرا هیچ‌کس در مناظره، این پرسش‌ها را مطرح نمی‌کند؟! آقای ضرغامی! اگر مردی، مرا به رسانه ملی دعوت کن، زبان من «سرخ» است، و سر سبز اموی را بر باد می‌دهد.
هنوز باید مناظره کرد! بگو شیخ بیاید «رو به فردا»، با «آرای باطله» مناظره کند. ساده‌ای تو چقدر شیخ! جواد هم ، به جای «اطاعت» از تو، به موسوی رأی داد!!
آقای مطهری! مقصر احمدی‌نژاد نبود که در مناظره آن حرف‌ها را زد، مقصر امام بود که انقلاب کرد. مقصر، امام بود که قائم‌مقامش را، با ادبیاتی بدتر از احمدی‌نژاد، خلع کرد. مقصر، امام بود که ولایت فقیه را، ولایت انبیا می‌دانست. اصلاً مقصر، ابوتراب بود، که به جای میانه‌روی، طلحه و زبیر را از خود طرد کرد، و در مناظره با «عقیل»، آهن گداخته به دستش نهاد. و در مناظره بعدی، شمع بیت‌المال را خاموش کرد...
مرد، مولای ماست که خیمه انقلاب را سرپا نگه داشته. مولای ما، امام را دوست دارد، نه بالاشهر را. حسینیه جماران را دوست دارد، اما به این بهانه نیاوران نیامد، ویلانشین نشد.
ما تند نرفته‌ایم، شما زیادی آرام می‌آیید. شما حتی از مادر «شهید کارور» که 75 سال دارد و کمرش قوز کرده و آرتروز دارد، آهسته‌تر راه می‌روید. با همه این احوال، 9 دی آمد خیابان انقلاب. آقایان! مالک‌اشتری‌های خوبی باشید، و فقط به خاطر رسیدن به مصر، گام‌های‌تان تند نشود! و تنها وقتی نامزد ریاست جمهوری هستید، نطق‌تان باز نشود. مالک، ملک و املاک نداشت، مالکِ اموالش نبود، مالکِ نفسش بود. یکی از محافظان‌تان را مأمور کنید که به جای جسم‌تان، مراقب نفس‌تان باشد...

نوشته شده در دوشنبه 19 بهمن 1388 و ساعت 12:40 ب.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ یا با حسین(ع) یا میرحسین!!!

پنجشنبه 28 خرداد 1388

این روزها موجی از اغتشاش به بهانه حمایت از نامزد بازنده انتخابات کشور را فرا گرفته است . موجی که عده ای از اراذل و اوباش سیاسی و فرهنگی!!! برای حمایت از یک ورشکسته سیاسی به راه انداخته اند . آتش این اتفاق مطمئنا دامن همه بویژه روشن کنندگان آن را خواهد گرفت و دود آن با کمال تاسف در چشم ملت خواهد رفت . چند نکته در خصوص این اغتشاشات به نظرم آمده که اینجا ذکر می کنم :

اول اینکه : این اغتشاشات با برنامه ریزی قبلی انجام می شود و پیش از انتخابات کاملا مشخص بود که چنین اتفاقی خواهد افتاد . نگارنده چند روز پیش از انتخابات این بحث را پیش بینی کرده بود . دلایل آن هم کاملا واضح و روشن بود که مهمترین آن نامه ساختار شکنانه و بی ادبانه هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری بود . آتشفشانی که آقای هاشمی ادعا می کرد در دلها مشاهده کرده چیزی جز همین آتشی که بوسیله وی و طرفدارانش افروخته شده نبود .

دوم : روز انتخابات نیز کاملا واضح بود آقایانی که عرصه را باخته اند با برنامه قبلی سعی در اغتشاش و به هم ریختن جو جامعه را دارند . تبلیغات سنگین شبکه های ماهواره ای و القای پیروز شدن میرحسین موسوی در شرایطی که تمام برآوردها خلاف این را نشان میداد حکایت از آغاز پروژه اغتشاش داشت . مصاحبه زودهنگام میرحسین موسوی و تبریک زودتر خاتمی در حالی که هنوز شمارش آرا آغاز نشده بود معنایی جز شروع اغتشاش نداشت .

سوم : علیرغم تذکر صریح رهبر انقلاب مبنی بر برائت جستن از اغتشاش گران و پیگیری مسائل از طریق قانونی هنوز هم میرحسین و دارودسته نه تنها اعتنایی به این فرمایش مقام معظم رهبری ندارند بلکه در جهت خلاف آن هم حرکت و فعالیت می کنند . آقای موسوی که اغتشاش گران را فرزندان انقلاب می داند بهتر است ابتدا تکلیف خود را با انقلاب روشن کند و بعد بگوید این اراذل و اوباش سیاسی فرزندان کدام انقلاب هستند ؟! انقلاب مخملی سبز یا انقلاب اسلامی؟ مگر همین آقا نبود که می گفت برای اصلاح روندهای قانونی به میدان آمده است ؟ واقعا این رفتارها کجای انقلاب اسلامی تعریف شده است؟ مگر ادعای پیروی از خط امام را ندارید؟ چرا اینقدر خلاف خط امام عمل می کنید؟ مگر حضرت امام خطاب به کسانی که با قانون مشکل داشتند نفرمودند : غلط می کنی قانون را قبول نداری . با توجه به این فرمایش حضرت امام باید به شما چه گفت؟! واقعا چه کسی پاسخگوی خونهای ریخته شده در این روزهاست؟ بر اساس حکم کدام حاکم شرع مردم را به کشتن می دهید؟ واقعا به نظر شما کسانی که در درگیری با حکومت مستقر اسلامی کشته شوند شهید می باشند که برای بزرگداشت آنها بیانیه می دهید و شهید خطابشان می کنید ؟ راستی چطور شده آقایانی که هرنوع تمسک به مسائل مذهبی را در سطح جامعه ترویج خرافه می دانند هر شب بر پشت بامهای خود الله اکبر می گویند ؟ چطور شده افرادی که توریج نام حسین(ع) را ترویج خشونت مینامیدند حالا یاحسین میرحسین می گویند؟!

آقای موسوی ! دیگر نمی توانید پشت نقاب امام و انقلاب پهنان شوید و بر خلاف مسیر انقلاب حرکت کنید . خدا را شکر که شما هم بالاخره چهره واقعی خود را نشان دادید ! خدا را شکر یکی دیگر از افرادی که جام زهر بدست امام داد رسوا شد ! اما مطمئن باشید جوانان نسل سوم انقلاب هوشیارتر از جوانان زمان شما هستند و گرگهای در لباس میش را بهتر می شناسند . مطمئن باشید به هیچ وجه به شما و امثال شما و بزرگتر از شما!!! اجازه نخواهیم داد جام زهر دیگری پر کرده و به امام حاضر بخورانید . تا حالا هم اگر مماشاتی شده تنها و تنها بخاطر این بوده که مقام معظم رهبری برخورد با شما و اراذل و اوباش اطرافتان را به صلاح نمی دانند . مطمئن باشید اگر گوشه چشمی از جانب ایشان به ما برسد کاری خواهیم کردن که نه از تاک نشان بماند نه از تاکنشان!

نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد 1388 و ساعت 10:58 ق.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ آن مرد همه را لوله کرد رفت!

پنجشنبه 14 خرداد 1388

بالاخره عقده چندین ساله مردم در خصوص سواستفاده های خاندان هزارفامیل هاشمی شکسته شد . بالاخره مردی پیدا شد تا واقعیتهای دردناک این چند سال را برای مردم بازگو کند . بالاخره مردی از جنس مردم توانست تابوی نقدناپذیری خاندان هزارفامیل هاشمی را بشکند . بالاخره مظالم چندین ساله مردم از این خاندان هزارفامیل در رسانه ملی مطرح شد . آفرین به احمدی نژاد! آفرین به این شجاعت ! آفرین به این همه مردم دوستی ! آفرین به این همه اقتدار ! آفرین به این همه اعتماد به مردم ! احمدی نژاد با این صحبتها نشان داد واقعا از جنس مردم است و تمام مصایبی را که مردم در این چند سال از این خاندان کشیده اند به خوبی شناخته و با جرات تمام آنها را مطرح می کند . آفرین به احمدی نژاد که خواب آرام را از مفسدان اقتصادی گرفت ! آفرین بر او که این گرگهای در لباس میش را افشا کرد! مطمئنا از امشب مفسدان اقتصادی خواب راحت نخواهند داشت . افرادی که با استفاده از نفوذ خود و چنگ اندازی به بیت المال مردم یکشبه ره چند صد ساله را پیمودند و به میلیاردهای بزرگ و متبختری تبدیل شدند که حتی خدا را هم بنده نبودند چه برسد به نظام و مردم! واقعا از خوشحالی در پوست خود نمی گنجم چرا که بالاخره یک نفر در این مملکت مصلحت اندیشیهایی که خود آقایان برای فرار از پاسخگویی برای خود تراشیده بودند شکست و با اعتماد به مردم حرفهای دل چندین ساله آنها را ابراز کرد . حرفهایی که دهان به دهان گشتن آنها تبدیل به پاشنه آشیل نظام مقدس جمهوری اسلامی شده بود و مبارزه با فساد را در این نظام مقدس به لقلقه ای بر زبان مسئولان تبدیل کرده بود . خوشحالم از اینکه بالاخره مشخص شد حرفهایی از این دست هم میشود در رسانه ملی مطرح شود و امیدوارم این حرکت میمون و شایسته ادامه پیدا کند . حرکتی که با شروع آن همچنان که دیدیم باعث لرزش صدای نماینده تفکرهاشمیستی در ابتدای مناظره شد و مدتی طول کشید تا جناب آقای موسوی بر خود مسلط شود و مطمئن باشید از فرداست که انواع واقسام صداها علیه جریان عدالت محور احمدی نژاد بیشتر از گذشته بلند شود . خوشحالم از اینکه بالاخره ظرفیت نظام در ریزش و رویش نیروها مشخص شد . خوشحالم از اینکه بالاخره معنای ساختگی مصلحت در جامعه شکسته شد . واقعا نباید از این مناظره به سادگی گذشت . مطمئنا این مناظره همانند بسیاری دیگر از کارهای محمود احمدی نژاد فتح بابی جدید در حرکت رو به رشد این ملت است . مصلحتهای ساختگی یکی از اساسی ترین موانع بر سر راه تکمیل حرکات انقلابی در تمام دنیاست و متاسفانه در جامعه ما نیز عده محدودی با استفاده از جایگاههای مختلفی که در اختیار داشتند این مصلحتها را به مردم تحمیل کردند . اما با این حرکت دکتر احمدی نژاد بالاخره این تابو هم شکسته شده و سرفصل جدیدی در مبارزه با مفاسد اقتصادی و سیاسی در کشور گشوده شد . امیدوارم روحیه مبارزه علنی با مظاهر مفاسد اقتصادی در تمام شون مملکت رشد کرده و هرچه سریعتر موانع سر راه رشد و تعالی ملت را برطرف سازد .

والعاقبه للمتقین

نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد 1388 و ساعت 12:11 ق.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در پنجشنبه 14 خرداد 1388 و ساعت 12:36 ق.ظ



¯ اگر احمدی نژاد رئیس جمهور هم نشود ... !

دوشنبه 21 اردیبهشت 1388

چرا اگر فرض کنیم احمدی نژاد برای بار دوم نتواند اعتماد مردم ایران را بدست آورد باز هم در خاطره ها جاودانه خواهد ماند؟؟
مگر نه اینکه او به نوکری برای مردم افتخار می‌کرد؟
مگر نه اینکه با سفر منظم به همه استانها و شهرها و مناطق محروم، پای درد و دل ساکنانشان نشست و در حد توان برای حل مشکلاتشان تلاش کرد؟
مگر نه اینکه تا جایی که می‌توانست وقت و انرژی خود و دولت را مصروف رسیدگی به مشکلات ساختاری و فوری مردم و نظام کرد؟
مگر نه اینکه فضای کار و تلاش شبانه روزی را جایگزین فضای دعوا و کشمکش های تصنعی نمود؟
مگر نه اینکه سازندگی را شتاب بخشید و چندین برابر سال‌های قبل طرح‌های جدید و نیمه تمام قبلی را به سرانجام رساند؟
مگر نه اینکه طرح های تولید فولاد، سیمان، آلمینیوم، مس، مواد پتروشیمی و نفت و گاز وصدها و هزاران طرح صنعتی و کشاورزی را یکی پس از دیگری به پایان رساند و راه را برای جهشی بزرگ در پیشرفت کشور هموار کرد؟
مگر نه اینکه برای خودکفایی در تولید بنزین و تولیدات کشاورزی و دارویی قدم‌هایی بلند برداشت؟
مگر نه اینکه تمام تلاش خود را برای مهار گرانی به کار گرفت و آنجاییکه به دلایل مختلف نتوانست خود و خانواده اش مانند بقیه مردم آن را تحمل کرد؟.
مگر نه اینکه سوخت نیروگاه بوشهر را از روس ها تحویل گرفت و نیروگاه را به مرز بهره برداری درسال آینده رسانید؟
مگر نه اینکه تعلیق خوارکننده را برداشت و حلقه غنی سازی اورانیوم را تکمیل کرد؟
مگر نه اینکه دولت فرعونی - صهیونیستی بوش پسر را در عرصه های سیاسی و تبلیغاتی واقتصادی به زانو در آورد؟
مگر نه اینکه کشور را با کمترین هزینه ها از گردنه سخت‌ترین تحریم های اقتصادی غرب با موفقیت عبور داد؟
مگر صدای حقانیت و مظلومیت ملت ایران و انقلاب اسلامی و همه مستضعفان را در دانشگاه کلمبیا و درصحن سازمان ملل متحد در قلب نظام کفر و الحاد و ماسونی طنین انداز نکرد؟
مگر شکافی عمیق در جبهه رسانه ای و تبلیغاتی آمریکایی- صهیونیستی (که خلل ناپذیر می نمود) ایجاد نکرد؟
مگر روح شجاعت وخودباوری را در ملت ایران تقویت ودر ملت های تحت سلطه بیدار نکرد؟
مگر دست برادری به سوی مردم آفریقا، آمریکای لاتین و همسایگان دراز نکرد؟
مگر ملت ایران را به محبوب ترین مردم ،در قلوب همه دنیا تبدیل نکرد؟
مگر در به گل نشستن ماشین جنگی جهنمی آمریکا، اسراییل و بعضی کشورهای اروپایی در عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان نقشی اساسی نداشت؟
مگر فضای تهدید را از سر ملت ایران کوتاه نکرد؟
مگر در تغییر جو روانی و سیاسی مردم آمریکا که به ظهور چهره‌ای مثل اوباما انجامید نقشی موثر نداشت؟
مگر با طرح لزوم تحقیق درباره افسانه هولوکاست پایه های نظری تشکیل اسراییل، این پایگاه الحاد و تجاوز در قلب جهان اسلام را سست نکرد و راه را برای رمز گشایی از اسرار جنگ جهانی اول و دوم برای همه دنیا باز نکرد؟
مگر آرامش سیاسی و روانی را با طرح و پیگیری اصل مهرورزی در جامعه دنبال نکرد؟
مگر سعه صدر سیاسی خود را با جلوگیری از تصفیه افراد منصوب به دوم خرداد در دولت نشان نداد؟
مگر آزادی سیاسی - قانونی را در بالاترین حد خود پاس نداشت؟
مگر آزادی روزنامه ها و سایت‌های مخالف را به رسمیت نشناخت، آنهم در زمانی که انواع و اقسام نقد های غیر منصفانه و منصفانه را در شرایط سخت مقابله با غرب در بحث هسته‌ای و حتی علیه پایداری دولت مطرح می‌کردند؟
آیا با اجرای شجاعانه طرح ارتقای امنیت اجتماعی ضریب امنیت را در کشور ارتقاء نداد؟
آیا اراذل و اوباش را سر جایشان ننشاند؟
آیا با بدحجابی‌های زننده برخوردی همراه با درایت و سعه صدر نکرد؟
آیا مبارزه با مواد مخدر را با پیگیری انسداد مرزهای شرقی وتشدید مبارزه با قاچاق فروشان جدی‌تر ننمود؟
آیا شعارهای امام، انقلاب و رهبری را زنده و با ترویج و نفوذ لیبرالیزم و غرب‌گرایی در بدنه دولت مقابله نکرد؟
آیا فرهنگ انتظار و منجی‌گرایی فعال را در داخل و خارج ترویج نکرد؟
آیا پیشرفت ما در عرصه های نوآوری علمی ونظامی سرعت نگرفت؟
آیا تکنولوژی بومی فضای ایران را عملیاتی نکرد؟
آیا طرح‌های توسعه نفت و گاز پارس جنوبی را با بیش از 70 درصد سهم طرف ایرانی اجرا نکرد؟
آیا بریدن دست کمپانی های نفتی صهیونیستی - اروپایی را با میدان دادن به متخصص و مدیر ایرانی پی نگرفت؟
و ده ها و صدها مورد دیگر.
وقتی 4سال گذشته در ذهن مرور می‌کنم، به عنوان یکی از دوستداران اسلام و ایران احساس رضایت از گذشته و امید به آینده را کاملا درک می‌کنم و یقین دارم ملیون‌ها ایرانی با همین احساس، آراء خود را به نام احمدی نژاد به صندوق‌های رأی خواهند انداخت و صدها میلیون انسان دیگر در اقصی نقاط عالم در انتظار شنیدن خبر انتخاب مجدد خواهند بود.
برای همین فکر می کنم اگر او آراء کافی هم به دست نیاورد برای همیشه در قلب ها و خاطره های ملیون ها نفر در ایران و صدها ملیون نفر در آفریقا،آمریکای لاتین، آسیا و کشورهای اسلامی جاوید خواهد ماند

نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 و ساعت 11:25 ق.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ دولت جهادی

پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388

نمی توانم نگویم نمی توانم از حق دفاع نکنم در تمام دوران این انقلاب در تمام عرصه هایش فعالیت داشته ام حساس و فعال همه دولتهای بعد از انقلاب را دیده ام دولت موقت ،دولت بنی صدر ،دولت شهید رجایی ، دولت مقام معظم رهبری با نخست وزیری میر حسین موسوی ، دولت هاشمی ، دولت خاتمی و این چهار سال دولت اصولگرا و جهادی دکتر احمدی نژاد ، از همه دولتهای که نام بردم تقریبا دولتهای شهید رجایی و دولت میر حسین موسوی نگاهی ارزشی و انقلابی به مقوله مدیریت کشوری داشتند عمر دولت شهید رجایی بسیار کوتاه بود اما ثمراتش برای همیشه در تاریخ این کشور خواهد ماند اما دولت میر حسین موسوی مدت زمان زیادی را در عرصه مدیریت کشوری و دفاع مقدس در این کشور حضور داشت و حقیقتا دولت میر حسین موسوی با دفاع مقدس عجین شده است اما در همان زمان در دورانی که مدیرت کلان کشور در اختیار بنیان گذار انقلاب اسلامی بود اشکالات زیادی هم وجود داشت و سخنرانی های آتشین امام در مقوله نامحرمان ، مرفهین بی درد و صدهها مورد دیگر موید این منظور است.
لازمه فعالیت در عرصه مدیریت اجرایی کشوری که در حال نبرد با ابرجنایتکارانی که می خواستند انقلاب را به نابودی بکشند نگاهی جهادی داشتن به مقوله مدیریت بود و ما شهادت می دهیم در دوران میرحسین موسوی با توجه به این شرایط این نگاه وجود داشت، البته استعفای میرحسین و ناهماهنگیهای ایشان با مقام معظم رهبری که در آن زمان مسئولیت ریاست جمهوری را داشتند از لکه های سیاه دوران مدیریت ایشان به شمار می رود اما بعد از میر حسین در هیچ برهه ای در 16 سال مدیریت هاشمی و خاتمی به مدیریت کشوری چون ایران که بنیان گذار انقلاب اسلامی در جهان معاصر بود با نگاهی جهادی مدیریت نشد حتی در این 16 سال بواقع شاهد افول ارزشهای انقلابیی بودیم که بنیان گذار انقلاب امام خمینی (ره) در وصیتنامه الهیش و در عمر مبارزاتی خودش برای همه ترسیم کرده بود، کشوری که طلائیه دار مبارزه با امپریالیسم جهانی و کمونیسم جهانی از نگاهی دینی بود به سمتی قدم برمی داشت که انگار تمام هم و غم مدیران آن مدیریت کردن و در کرسی قدرت ماندن است و البته برای ماندن در قدرت کارهایی هم انجام می گرفت اما نگاه ارزشی به مهمترین طرحهای اقتصادی و حتی فرهنگی در کشور وجود نداشت و تنها حقیقت روشن در سرزمین ما که چون خورشیدی فروزان می درخشید و تمام تلاشش تنظیم کردن نگاه مدیریتی بدون ارزش مدیران در کشور با ارزشهای دینی و انقلابی بود مقام معظم رهبری بودند و اگر نبود وجود با برکت مقام معظم رهبری در مقام ولایت فقیه در این کشور شک ندارم که امروز ما کشوری حداقل در سطح کشوری چون الجزایر بودیم که با دادن یک میلیون شهید و پیروزی بر استعمار فرانسه اما هنوز وابسته به کشورهای استعماری باقی مانده و به هیچ وجه در معادلات جهانی تاثیر گذار نیست ،

و احمدی نژاد آمد
تا اینکه از دل همه تشویشها و نگرانیها برای انقلاب و ارزشهای انقلابی و باقی ماندن بر اصول مردی ریز اندام با نگاهی جهادی و با کلام الهم عجل لولیک الفرج پا به عرصه مدیریت اجرایی کشور گذاشت بیش از دشمن بیرونی و استکبار جهانی دشمنان داخلی بر او تاختند طلحه و زیبرهایی که اموال بیت المال را به کابین زنانشان برده بودند گستاخانه و با نهایت بی ادبی او را لایق ریاست جمهوری ندانستند کسانی که سالها بر اریکه قدرت این کشور تکیه زده بودند و جان ومال مردم و متاسفانه ناموس مردم در حیاط خلوت خانه فرزندانشان بود از انتخاب مردم رو ترش کردند، فرزندانشان که در هراس از دست دادن قدرت پدرانشان بر خود لرزیده بودند از همه ثروتهای نامشروعی که بواسطه ارتباط با مرکز قدرت بدست آورده بودند برای زمین زدن مردی که مدعی بودند لیاقت ریاست جمهوری ندارد استفاده کردند ، چه تهدیدهایی که نکردند!!
اما این مرد سوار بر بال آرزوهای مردمی پاک طینت و انقلابی که عاشق انقلابشان بودند بر اریکه قدرت ریاست جمهوری تکیه زد.

شهادت می دهم
شهادت می دهم به خدایی که بر همه امور قادر مطلق است که این مرد نگاه جهادی بر مقوله خدمت در عرصه مدیریت در کشور را نهادینه کرد در زمان خدمت این مرد جهاد زنده شد ارزشهای انقلابی رشد و نمویی دوباره پیدا کرد زن ارزش انسانی خود را بازیافت و شب در بستر خویش از جهاد این مرد سر در خود فرو برد شهادت می دهم دولت او از همه دولتهای گذشته جهادی تر عمل کرد چون دوران او دورانی عجیب بود دین داری در خیلی جاها مخصوصا در عرصه قدرت و شوکت مانند نگه داشتن آتشی بر کف دست بود وقتی حاکمان قبلی با ریاست کردن عشق می کردند او با خدمت کردن عشق بازی می کرد اگر سواحل کیش و ویلاهای اشرافی در اقصی نقاط کشور محل استراحت حاکمانی در لباس شاهی بود او محل استراحتش در آغوش کلبه های محقر در دورترین روستاهای استانهای مختلف بود و وقتی آنها در دریای عشق با حوریان زمینی نرد بازی می کردند او درس جهاد را نزد چهره سوخته جوان سیستانی و زابلی و نوجوان کردستانی و پیرمرد شمالی و اهوازی و صدهها شهر وروستای این کشور پس می داد و من در این 30 سال آموختم دیکته نانوشته هرگز غلط ندارد و هر چقدر متن دیکته بیشتر باشد غلط هم بیشتر اما اثراتش بیشتر است کسی که پنجاه و چند سفر استانی را در 4 سال در کارنامه دولتش دارد ، کسی که کارهای عمرانیش نزدیک به هفتاد درصد بیش از 8 سال فقط ریاست جمهوری خاتمی است و به تنهایی همه دنیا را در تاثیر حضور انقلابی خود قرار داده و نام انقلاب ایران را در اقص نقاط دنیا شناسانده ، کسی که افسانه دروغین هلوکاست را که برای تثبیت و دادن رنگ حقیقت به آن میلیاردها دلار هزینه شده بود بر ملا کرد، کسی که فریاد عدالتخواهی و الهم عجل لولیک الفرج را در کاخ قدرتمندان جهان بلند آوازه کرد باید بعضی مواقع غلط هم داشته باشد چون او دیکته ای سخت و طولانی را نوشته است و باید او را درک کرد و او را یاری داد

ما هنوز نیازمند او هستیم
ما هنوز نیازمند این مرد هستیم که همچون همتها و باکریها و حاج احمد متوسلیانها نگاهی جهادی به مقوله خدمت دارد انقلاب ما نیازمند نگاه جهادی و فعالیتی جهادی می باشد یعنی باید در مقوله خدمت زمان معنایی نداشته باشد در مقوله خدمت و پیشرفت نباید کسی خستگی را بشناسد همه مردان حکومت باید بدانند ایران باید به بلندترین قلل افتخار در تمام زمینه ها برسد، انرژی هسته ای و فرستادن ماهواره به فضا و هزاران نوآوری دیگر در مدیریت جهادی این کشور یک نقطه شروع است ماراتون سختی در راه است و این تنها آغاز راه است پس هرکس در این مقام درآمد ، استراحت و تفریح و کاخ نشینی و استراحتگاههای کیش و شمال و لواسان و افجه و .... بر او حرام می شود، فرزندانشان باید بدانند تنها باید به بدست آوردن نان حلال فکر کنند و پدرانشان را در این راه یاری دهند و بدانند عرصه خدمت عرصه جهاد الهی است و این عرصه نباید خالی از مردان و زنان جهادی شود .
پس این مرقومه مرا که در حکم شهادتنامه است به یادداشته باشید که شهادت دادم احمدی نژاد دولتی را مدیریت کرد که به حق می توان دولت او را دولتی جهادی نامید .

نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388 و ساعت 01:06 ب.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ چطور اعتماد کنیم؟!

دوشنبه 14 اردیبهشت 1388

شاید تعداد زیادی از کسانی که در این انتخابات شرکت می کنند ، جوانانی باشند که از دوره موسوم به دوم خرداد تنها اسم آن را شنیده اند و درک درستی از وقایعی که در آن دوره رخ داد نداشته باشند . یکی از وقایع بسیار مهمی که در اوایل دوره دوم خرداد یعنی در سال 1377 اتفاق افتاد تشکیل اولین دوره شوراهای اسلامی شهرها و روستاهای کشور بود . مطمئنا بسیاری از جوانان اولین دوره شوراها را به خاطر ندارند . اما برای بزرگترها نیز اولین دوره انتخابات شوراها خاطره بسیار تلخی بود . شاید تنها چیزی که از اولین دوره شوراها در اذهان باقی مانده دعواهای شدید و بی حاصل اعضای شوراها در موارد مختلف از جمله تعیین رئیس شورا و شهردار و مواردی از این دست بود . انحلال شورای اول تهران و تعطیلی چند ماهه شورای بندرعباس بخاطر دعوای آقایان بر سر ریاست شورا هنوز از اذهان عموم مردم پاک نشده است .اما آنچه نگارنده را به یاد این دعواها و درگیریهای بیحاصل گذشته انداخت جمع شدن مجدد بسیاری از اعضای شوراهای دور اول در ستاد حمایت از آقای موسوی بود . افرادی که در زمان حضورشان در شورا یی که از لحاظ سیاسی کاملا یکدست بود ، هرروز بر سر منافع شخصی خود با یکدیگر درگیری داشتند و این درگیریها تا به آنجا پیش رفت که برخی از شوراها به انحلال کشیده شد و برخی دیگر نیز عملا تعطیل شدند . نتیجه مستقیم این درگیریها نیز به هم ریختگی بیشتر شهرداریها و مشکلات روزافزون مردم بود . مردمی که حمایت از آنان شعار اصلی جبهه موسوم به دوم خرداد بود . بسیار تعجب برانگیز است وقتی همه این افراد که سابقه عملکردشان شفاف و روشن است دور هم جمع شده و سخن از کار جمعی و حرکت در راستای منافع مردم بزنند . واقعا این افراد چگونه انتظار دارند مردم بازهم به نامزدی که از سوی این جمع حمایت می شود اقبال داشته باشند . نامزدی که با سن 68سال قطعا توان نظارت بر عملکرد اطرافیان خود را نخواهد داشت و مطمئنا به فرض محال پیروزی این نامزد کار به دست همین دوستان نا اهل خواهد افتاد و آن روز معلوم نیست که این آقایان حامی مردم!!! چه دعواها که بر سر منافع خود راه نخواهند انداخت . اما زهی خیال باطل که مردم مجددا آزموده را بیازمایند . آقایان! شما را به هر که میپرستید اینقدر خود را در انظار عمومی ضایع نکنید . چرا مردم را اینقدر فراموشکار فرض می کنید؟! چرا فکر می کنید مردم گذشته شما را از یاد برده اند و مجددا به شما اعتماد خواهند کرد؟! چطور به خود اجازه میدهید شعور مردم را به سخره گرفته و با کمال پررویی سخن از منافع مردم بزنید؟! اگر در ادعای خود مبنی بر حمایت از مردم صادق هستید مطمئنا اولین گام شما باید عذرخواهی از مردم بخاطر این همه فرصت سوزی(اگر نگوئیم خیانت) باشد . هنوز هم برای این کار دیر نشده اما مطمئن باشید مردم همانگونه که در پنج دوره اخیر انتخابات نشان داده اند هیچ اقبالی به شما و دوستانتان نخواهند داشت . البته این مطلب به این معنی نیست که مردم با اصولگرایان عقد اخوت بسته اند اما در دوره های اخیر از اصولگرایان صداقت بیشتری دیده اند و از درگیریهای بین اصولگرایان عملا متضرر نشده اند و این دلیل اصلی رویکرد قاطع مردم به اصولگرایی است . بازهم از شما خواهش میکنم کمی به حرفهای خود پایبند باشید و مردم را اینقدر فراموشکار فرض نکنید .

نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 و ساعت 06:12 ب.ظ توسط : یاسر
ویرایش شده در - و ساعت -